تبليغاتX
بدانیم

بدانیم
کانون اندیشه و مطالعات بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر
Link Dump

با عرض سلام و ادب و احترام  به خدمت برادران و خواهران ایمانی که در آدینه روزی دیگر برای برپایی آیین عبادی سیاسی نماز جمعه در این مکان و در قالب این اجتماع باشکوه گرد هم آمده اند و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات برای همه ی شما بزرگواران. بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر ماهشهر در فرارسیدن موعد دومین سالروز حماسه ی قیام و خروش مردمِ با ایمان ، بصیر و انقلابی کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در 9 ام دی ماه سال 1388 بر خود لازم می داند تا یاد و خاطره ی آن حماسه را گرامی داشته و بر بازخوانی مجدد مبانی اعتقادی ، فکری و تحلیلی آن حرکت و جنبش عظیم مردمی تأکید نماید . چندان که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای این مهم مورد تأکید قرار گرفته است که : "نهم دی 88، حادثه كوچكی نیست بلكه آن حركت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حركت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود."

9 ام دی ماه انباشت خواست و اراده ی مردم انقلابی و فهیم ایران اسلامی بود که پس از درنوردیده شدنِ حدود و موازین شرعی و قانونی توسط اعوان و انصار جریان برانداز و فتنه ساز ،جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری، در روز نهم دی ماه سال 88 تجلی خود را در قالب جوش و خروشی انقلابی در جای جای ایران اسلامی به نمایش گذاشت و عملاً  بعد از وقوع خود ، جریانات ضدانقلاب و معاند را پس از چندین ماه آشوب و فتنه گری کاملاً از عرصه ی اقدام بیرون راند و حرف آخر و اصلی مردم که همانا پایبندی به شاکله و اصول مسلم نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی ایران و آرمان ها و خطوط نورانی فکری راه امام و همه ی شهدای اسلام و انقلاب اسلامی بود ابراز داشت .     

9 ام دی ماه نمونه ی مجددی بود از دست گیری خداوند تبارک و تعالی از انقلابیون و وارثان اصلی حکومت اسلامی یعنی مردم ، در شرایط حساس و تاریخ ساز . چندان که رهبری معظم انقلاب نیز در تکریم این قیام و در تبیین زمینه های الهی این حرکت فرمودند که : " هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مى‌‌‌بيند. اين كارها كارهایى نيست كه با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا.

 اکنون پس از گذشت آن حوادث  و اثبات اقتدار و ثبات موازین نظام مقدس جمهوری اسلامی و رخ نمایی درهم تنیدگی اعتقادی و عاطفی مردم با ارکان نظام مورد تأیید مبانی اعتقادی شان و پس از وقوع انقلاب های یک ساله ی اخیر در کشورهای جهان اسلام و بلکه در گستره ی وسیعی از پهنه ی کشورهای گوناگون سراسر دنیا بیش از پیش افق های پیشرفت و آبادانی همه جانبه ی پیش روی کشور ، آرمان ها ، توانایی اقدام در دستیابی به این آرمان ها و استقلال سیاسی و مقتدر جمهوری اسلامی ایران در نسبت با سایر ممالک اسلامی و غیر اسلامی بر همگان روشن و مبرهن گردیده است . آنچه وظیفه ی حال و آینده ی ما خواهد بود کماکان تکیه ی بر پایه های ایمانی ، تلاش امیدوارانه برای رسیدن به قله های پیشرفت در همه زمینه ی های اعتقادی ، اخلاقی ، علمی ، تکنولوژیک و اقتصادی برای کشور عزیزمان ایران اسلامی و برای برپایی عدالت ، در حق فرد فرد مردم شریف این آب و خاک و البته برای دستگیری و یاری رسانی به تمام مظلومین و ستمدیدگان و محتاجان در سراسر پهنه ی گیتی است.

در انتهای مطلب ما دانشجویان بسیجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر بر خود لازم می دانیم تا به عنوان جزء کوچکی از جامعه ی علمی ایران اسلامی که چشم امید کشور و استان و شهرستان به مجاهدت علمی و خستگی ناپذیری ایشان در راه کسب علم و به کارگیری متعهدانه اش در جهت نیل به دستیابی به مجموعِ آمال اعتقادی و علمی ایران اسلامی است از شما مردم بزرگوار ، برادران و خواهران ایمانی ، به پاس این استقامت و ماندگاری بر سر موازین و شعارها و اصول انقلابی تشکر نموده ، خدا قوتی بگوییم و از ایزد منان بخواهیم تا ما را در پاسداشت و پاسخ گویی به نحو احسن نسبت به این تلاش های وفادارانه و از خودگذشتگی های شما گرامیان یاری کند.

به امید دست یابی هر چه سریع تر ، با تمام توان و بر مبنای تکیه بر ایمان و مدد الهی به تمام آرزوهای خرد و کلان ایران اسلامی ، و با آرزوی تحقق بزرگترین آرزوی جان های شیفته ، عاشق ، منتظر و مؤمن که همانا ظهور هر چه سریع تر مولا و مقتدا و امام حاضر و از دیده پنهانمان حضرت ولی عصر مهدی موعود (عج) ا ست .

[ شنبه 1390/10/10 ] [ 0:19 ] [ مدیر وبلاگ ]
بحثهایى که درباب پوشش زن می‏شود، بحثهاى خوبى است که انجام مى‏گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در این زمینه‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

البته می‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضیها از چادر فرار مى‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏دهد!

شما خیال کرده‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ى کذایى و آن لباسهاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ» و همانهایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏دارند؟ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها مى‏خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیشتر هم مى‏شود.بنابراین، باید بدقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.
[ شنبه 1390/06/05 ] [ 2:33 ] [ مدیر وبلاگ ]

حیا، عفاف و پوشش، تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام، برای گران بها کردن و حفظ موقعیت خود در برابر مرد، به کار برده است.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/05/25 ] [ 11:16 ] [ مدیر وبلاگ ]
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/16905/B/13900519_7516905.jpg

اولين توصيه‌اى كه من به مجموعه‌ى تشكلهاى دانشجوئى كه در زمينه‌هاى مسائل دانشجوئى و كشور و انقلاب و همه چيز فكر ميكنند، دارم، اين است: شما وقتى نگاه ميكنيد به جبهه‌ى معارض، يعنى استكبار، جبهه‌ى ظلم، جبهه‌ى سرمايه‌دارهاى كلان بين‌المللى، كارتلها، تراستها و و و، به چشم يك جبهه به آنها نگاه كنيد. يك جبهه‌ى به‌هم‌پيوسته‌اى وجود دارد در مقابله‌ى با انقلاب اسلامى، كه يك انقلاب معنوى و دينى و فرهنگى و اعتقادى است. وقتى به چشم يك جبهه‌ى به‌هم‌پيوسته به اينها نگاه كرديد، خيلى از كارهاى اينها معناى واقعى خودش را نشان ميدهد. اين مسئله، وظيفه‌ى دانشجو يا تشكلهاى دانشجوئى را مشخص ميكند.


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/05/22 ] [ 2:18 ] [ مدیر وبلاگ ]
در مورد ضرورت تشکیل این جبهه و اهداف آن نکاتی است که بیان آن ها ضروری است:

1. ضرورت تشکیل

الف. نفوذ جریان انحرافی

ب. حضور جریان ضد دولت در مجلس هشتم

2. دوایر متحد المرکز

3. جبهه پایداری حزب نیست

4. مهم‌ترین هدف


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/05/15 ] [ 14:29 ] [ مدیر وبلاگ ]

همايش جبهه پايداري انقلاب اسلامي صبح امروز و با حضور فعالان سیاسی فرهنگی در تهران برگزار شد.

 در اين مراسم علاوه بر جوانان و اقشار مختلف اصولگرا، چهره‌هايي همچون آیت الله مصباح یزدی، حجت‌الاسلام والمسلين مرتضي آقاتهراني، كامران باقري لنكراني، حجت‌الاسلام پناهيان، حجت‌الاسلام حسينيان، غلامعلي حداد عادل،‌ صادق محصولي، مهدي كوچك‌زاده، غلامحسين الهام، فاطمه رهبر، حميد رسايي، علي اصغر زارعي، محمد كوثري، بیژن نوباوه، حسین الله کرم، حجت الاسلام شجوني، حجت‌الاسلام آشتياني نماينده قم، امیرحسین قاضی زاده نماينده مشهد، محمدحسين فرهنگي، حسین فدایی، سید نظام موسوی، وحید جلیلی، وحيد يامين‌پور، فاطمه آليا، زهره الهيان، طيبه صفايي، فاطمه واعظ جوادی، سید علی طاهری نماینده گرگان، نصرالله کوهی نماینده کوار و سروستان، بزرگواری نماینده کهکیلویه،‌ مسعود ده‌نمكي، فتحي‌پور رئيس كميسيون اقتصادي مجلس، ولي اسماعيلي نماينده گرمي و تعداد زياد ديگري از نمايندگان و شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي  حضور یافتند.


ادامه مطلب
[ جمعه 1390/05/07 ] [ 14:16 ] [ مدیر وبلاگ ]
معروفیت فعالین سیاسی اشکال مختلفی دارد. برخی در میان عامه مردم معروفند؛ بعضی میان خواص سیاسی مطرحند. عده ای دیگر نظریه پرداز یا تئوریسین هستند و در میان نخبگان جامعه جایگاهی دارند. عده ای نیز از آب گل آلود ماهی می گیرند و برای خود اسم ورسمی می سازند. چهره ای که مد نظر این مقاله است محسن امین زاده، عضو هیئت مدیره بنیاد باران خاتمی و از اعضای موسس جبهه مشارکت بوده است. وی که سابقه اطلاعاتی نیز دارد معاون وزیر امور خارجه در دوران اصلاحات است. شخصی که می توان او را درسیاست های به اصطلاح تنش زدایی که هشت سال در بوق و کرنا رفت و نهایتا چیزی جز معرفی ایران به عنوان محور شرارت توسط غرب نداشت، سهیم دانست.

پس از انتخابات 1384 و شکست کامل اصلاح طلبان، او نیز به همراه دیگر هم قطاری های خود به زاویه رفته و پس از اینکه احساس می کند حیات سیاسی اش رو به پایان است با نزد کی شدن انتخابات 88 مجددا به فضای سیاسی کشور باز می گردد تا شاید بار دیگر زندگی سیاسی خود را احیا کند. با وارد شدن محمد خاتمی به صحنه انتخابات و زمزمه کاندیداتوری وی، امین زاده به عنوان رییس ستاد انتخاباتی خاتمی مطرح می شود و با کناره گیری موذیانه خاتمی از کاندیداتوری، محسن امین زاده به عنوان رییس ستاد اصلاح طلبان حامی میرحسین موسوی منصوب می شود. اظهار نظرهای مرموز وی که کم کم با نزد کیتر شدن به 22 خرداد 88 آشکارتر گشته و ظاهرکینه توزانه تری به خود می گیرد، نشان می دهد که وی از دست اندر کاران فتنه و در پازل شومی که دشمن برای آن زمان طراحی کرده بود، جایگاه خاصی دارد. به عنوان مثال درآستانه انتخابات وی سیاه نمایی های تندی علیه دولت و نظام جمهوری اسلامی می نماید که حتی سایت رسمی وزارت خارجه جنایتکاران صهیونیست با نقل مفصل سیاه نمایی های امین زاده می نویسد: «سخنان این دیپلمات زمان اصلاحات می تواند مصداقی برای نظر ناظران خوش بین باشد که بگویند نه آقا، تندروی نکنید. ...کسانی هستند که نه تنها می دانند چه مصیبتی بر سر ایران وارد شده بلکه شهامتی در خود می یابند که گوشه ای از این مسائل را در ملأ عام بیان کنند. » او به دلیل نقش آفرینی در آشوب گری ها بازداشت می شود.
وی پس از چند ماه بازداشت باقرار وثیقه آزاد می شود. اما این پایان کار وی نیست. قلم فرسایی های وی در باره خاطرات زندان، خوراک تبلیغاتی جدیدی برای رسانه های غربی فراهم می آورد و مطالب فراوانی در سایت های مختلف در غالب «خاطرات تلخ محسن امین زاده »قرار می گیرد. به عنوان مثال امین زاده در خاطره نویسی خود آشوبگران جوان و بازداشت شده را كه در دادگاه حضور یافته بودند اراذل و اوباش خطاب كرده و نوشته بود: «شنبه 10 مرداد 88 ؛ امروز ما را برای شركت در دادگاه رسیدگی به جرایم متهمین حوادث بعد از انتخابات به كاخ دادگستری بردند. صبح یك دست لباس نو زندانیان را دادند كه بپوشم و بعد در یك مینی بوس به همراه آقای صفایی فراهانی وعده ای جوان دستگیر شده در خیابان، ما را به دادگاه بردند.
در سالن دادگاه، پیش از آنكه دوربین های تلویزیون را روشن كنند، در فضایی وهم انگیز و آكنده از رعب و وحشت، ما را مثل وسایل نمایشی چیدند. عده ای اوباش را با دستبند آورده بودند. « در پی انتشار این ادبیات توهین آمیز، برخی عناصر ضدانقلاب كه در فضای مجازی فعالیت می كنند، نسبت به اظهارات معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات ابراز خشم و انزجار كردند. در همین زمینه یكی از نویسندگان سایت بالاترین نوشت: امین زاده در شرح دادگاه نوشته «سعی داشتند این سه دسته ]یعنی اوباش، جوان های تظاهراتی و مسئولین سابق[ را به صورت درهم بنشانند تا هم به تصور خودشان ما را تحقیر كرده باشند. « خجالت نمی كشید به مامور دادگاه گفته اید «تو را به جدت دیگه مارا وسط اوباش ننشان؟ » آقای امین زاده شما چه تخم دو زرده ای كرده اید كه این آدم ها توی دادگاه هم باید دور از شما بنشینند؟ همه را فراری داده اید بعد توی این قحط الرجال شده اید معاون وزیر خارجه كه برای ترجمه كردن هم دیكشنری لازم دارید. باز دماغ تان را بالا نگه داشته اید كه كنار مردم عادی و دستپخت های خودتان ننشینید؟ این آدم های عادی، جوانهایی هستند که توی دوران خود شما به این حال و روز افتاده اند. اگر همین اراذل و اوباش همه شان به شما رای بدهند وبتوانید انتخابات را ببرید رای شان را پس می دهید چون اراذل و اوباشند؟و اینجا انسان استجابت این دعا را می بیند که: «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین »آری! وقتی شخصی بخواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد و در دوران «قحط الرجال »برای خود چهره ای دست و پا کند عاقبتی بهتر از این نخواهد داشت.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

[ دوشنبه 1390/04/13 ] [ 16:7 ] [ مدیر وبلاگ ]
پاسخ :
براي پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد مفهوم و اصطلاح ولايت مطلقه فقيه را تبيين كنيم، سپس پاسخ دهيم كه طبق اين اصطلاح ولايت فقيه مطلق است يا نه، ولايت مطلقه فقيه يعني ولايت فقيه اطلاق دارد و مقيد نيست اما غير مقيد از چه چيزي؟ با توجه به اين‌كه ما مطلق بودن ولايت فقيه را از چه حيث بدانيم جواب اين پرسش تفاوت پيدا مي‌كند. تلقي‌هاي مختلف از «ولايت مطلقة فقيه» 1. «مطلقه بودن ولايت» به معناي اين‌كه ولي فقيه همه كارة مطلق است و مردم هيچ كاره و بايد صد در صد مطيع باشند. به عبارت ديگر مطلقه بودن به معناي تمركز قدرت و سپردن قدرت بي‌مهار به شخص واحد است. 2. به معناي تعميم حوزة ولايت در تمامي عرصه‌هاي اجتماعي و شخصي افراد 3. «مطلقه بودن ولايت» به معناي شموليت ولايت فقيه بر همة افراد جامعه 4. به معناي شموليت موضوعات ولايت ولي فقيه در همة مواردي كه موضوع يكي از احكام پنجگانة فقهي مي‌باشد، يعني همان احكام «واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح» 5. به معناي محدود نشدن ولي فقيه به حد قانون بشري و امكان عمل، فوق قانون بشري و امكان وضع قانون توسط فقيه است. 6. «ولايت مطلقه» به اين معنا كه پس از اين‌كه فقيه طبق ضوابط و اصول شرعيه حكمي را صادر كرد اين حكم بر همگان لازم الاجراء است. يعني اطلاق در نافذ بودن حكم ولي فقيه. 7. به معناي اين است كه ولي فقيه مي‌تواند فوق احكام اوليه فقهي عمل كند و بنابر مصالح، احكام اوليه را ترك و بر طبق احكام ثانويه عمل كند.[1] معناي مورد نظر علما و قانون اساسي از واژة «ولايت فقيه» با بررسي كلمات علما و فقها ـ كه بخشي از آن‌ها در ذيل مي‌آيد ـ در مي‌يابيم كه منظور آن‌ها از ولايت مطلقه معناي نخست كه ولي فقيه همه كاره مطلق باشد و هر طور دلش خواست حكم كند و حكومت كند و هيچ كس حق نداشته باشد، نتواند اعتراض كند يا او را بر كنار كند، نمي‌باشد. بلكه «ولايت مطلقه فقيه» بدان اشاره دارد كه فقيه هنگامي كه در رأس حكومت قرار مي‌گيرد، هر آن‌چه از اختيارات و حقوقي كه براي حكومت لازم است، براي او وجود دارد كه البته اين اختيارات محدود به ضوابطي است كه از طرف شرع بيان شده است و بدون ضابطه نيست و اين در ساير حكومتها نيز وجود دارد، يعني شخص حاكم امكان استفاده از تمامي اختيارات ضروري و لازم را براي ادارة حكومت را دارد و الا نبايد ادارة كشور را به طور تمام و كمال از او انتظار داشت.[2] «اطلاق» در ولايت مطلقة فقيه به معناي فقدان قيد، مفهومي در مقابل «تقيد» دارد و اطلاق ولايت فقيه در چند ناحيه است: الف. در ناحية كساني كه بر آن‌ها ولايت دارد (مولّي عليهم) در اين ناحيه ولي فقيه بر يكايك افراد جامعة‌اسلامي از مسلمان و غيرمسلمان، مجتهد و عامي، مقلدان خودش و... و بلكه برخودش ولايت دارد و اگر حكمي كند و با توجه به موازين باشد بايد همگان، حتي ساير فقها و بلكه خودش آن را رعايت و به آن عمل كنند.[3] ب. اطلاق مكاني: بدان معنا كه محدودة ولايت «فقيه» به هيچ حد و مرز جغرافيايي مقيد نمي‌گردد و هر كجا كه بشريت زيست مي‌كند، دايرة ولايت ولي فقيه گسترده است.[4] ج. اطلاق موضوعي: بدان معنا كه موضوعات ولايت ولي فقيه تا آن‌جا گسترده است كه ولايت دين بر جامعه سايه افكند. ولايت او بر كلية روابط و ساختارهاي «سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي» جامعه جاري است و هيچ شأني از شؤون اجتماعي جامعه نمي‌باشد كه ولايت او در آن محدوده جاري نگردد چنين شكل و گستره‌اي از ولايت اجتناب ناپذير است.[5] دلائل مطلقه بودن ولايت فقيه از ديدگاه روايات ادلة روائي «ولايت فقيه» فقيه را در زمان غيبت زمامدار جامعه اسلامي معرفي مي‌كنند و اين روايات مطلق هستند و فقيه را به صورت مطلق به عنوان حاكم معرفي مي‌كند از اينرو، آن‌چه براي رهبري و ادارة جامعه لازم است و عقلاي عالم آن را در زمرة حق و اختيارات رهبران جامعه مي‌دانند، براي فقيه در عصر غيبت ثابت است ـ اين مطلب را به خصوص اطلاق دليل‌هاي لفظي، و بالاخص توقيع شريف به ما مي‌فهماند.[6] در اينجا كلامي از رهبر كبير انقلاب امام خميني(ره) مي‌آوريم: «اصل اين است كه فقيه داراي شرايط حاكميت ـ در عصر غيبت ـ همان اختيارات وسيع معصوم را داشته باشد، مگر آن‌كه دليل خاصي داشته باشيم كه فلان امر از اختصاصات معصوم است.»[7] «كلية امور مربوط به حكومت و سياست كه براي پيامبر و ائمه ـ عليهم السّلام ـ مقرر شده، در مورد فقيه عادل نيز مقرر است و عقلاً نمي‌توان فرقي ميان اين دو قائل شد.»[8] 1. مقبوله عمر بن حنظله: امام صادق ـ عليه السّلام ـ در جواب سؤال از اين‌كه براي قضاوت به چه كسي مراجعه كنند مي‌فرمايد: «انظروا الي من كان منكم قدروي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا، فارضوا به حكما، فأني جعلته عليكم حاكماً فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه، فانّما بحكم الله قد استخف و علينا ردّ و الرادّ علينا الرادّ علي الله، و هو علي حد الشرك بالله» مي‌فرمايد: «نگاه كنيد به كسي كه حرام و حلال ما را مي‌شناسد و به حكم او رضا دهيد پس من او را حاكم بر شما قرار دادم پس اگر حكم كرد به حكم ما و از او پذيرفته نشد حكم خدا سبك شمرده شده است و بر ما رد شده است و رد كنندة ما رد كنندة خداست و در حد شرك به خداوند است» شيخ انصاري «اعلي الله مقامه» مي‌فرمايد: اين‌كه در مقبوله «جعلته عليكم حاكما» بكار رفته مي‌رساند كه حديث شريف به مطلق حكومت فقيه نظر دارد وگرنه اگر مقصود صرف قضاوت بود جاي آن داشت كه بفرمائيد «حكماً» نه «حاكما» پس فقيه جامع‌الشرايط تمامي شؤون و مناصب حاكم را دارند همانطور كه در توقيع شريف نيز به آن اشاره شده است. 2. توقيع شريف: «أما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا، فأنهم حجتي عليكم و أنا حجة الله عليهم» (در رويدادهايي كه اتفاق مي‌افتد، به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ زيرا آن‌ها حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم) مرحوم شيخ انصاري(ره) با توجه به عبارت «انهم حجتي عليكم» نافذ بودن هرگونه حكم صادر شده از سوي فقيه را استفاده مي‌كند و مي‌فرمايد: «دلالت دارد بر وجوب عمل به همة آن‌چه فقهاء به آن حكم كنند و الزام كنند» و همچنين مي‌فرمايد از تحليلي كه امام براي آن مي‌آورد كه چون از جانب ما حاكم و حجت است حكم او نافذ است استفاده مي‌شود كه حكم فقيه در همة امور نافذ است كه قضاوت فقط يكي از آن‌ها مي‌باشد. معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 1. ولايت فقاهت و عدالت، جوادي آملي‌، عبدالله، انتشارات اسراء. 2. ولايت فقيه، مهدي هادوي تهراني، انتشارات كانون انديشة جوان. 3. نظام معقول، عليرضا پيروز مند، ‌انتشارات كيهان. 4. نگاهي گذرا به نظرية ولايت فقيه، مصباح يزدي، محمد تقي، قم، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني. 5. ولايت فقيه جوانان پرسش‌ها و پاسخ‌ها، احمد لقماني، انتشارات عطر سعادت.

---------------------------------------------------------------------

[1] . پيروزمند، عليرضا، نظام معقول، ص198و199،‌ انتشارات كيهان، چاپ1377. [2] . مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) سال نشر73، امام خميني، ولايت فقيه، ص64،65،56،57؛ آيت الله جوادي آملي، ولايت فقاهت و عدالت ص256و463 نشر اسراء، سال چاپ 78؛ ناشر وزارت فرهنگ و ارشاد سازمان چاپ و نشر، سال 1368؛ كتاب البيع امام خميني، ج2، ص464؛ آيت الله مصباح نگاهي گذرا بر نظريه ولايت فقيه، ص105ـ120، ناشر مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) چاپ دوم؛ آيت اله معرفت، ولايت فقيه، ص40ـ81، مؤسسه انتشاراتي التمهيد چاپ دوم. [3] . هادوي تهراني، ولايت فقيه، ص129،‌كانون انديشه جوان، ص79. [4] . پيروزمند عليرضا، نظام معقول، ص203؛ سيدمنيرالدين هاشمي «جزوات ولايت فقيه» 2و7و9. [5] . همان. [6] . هادوي تهراني، ولايت فقيه. [7] . امام خميني، ولايت فقيه، ص56و57. [8] . امام خميني، شؤون ولايت فقيه، ترجمه البيع، ص35.

[ یکشنبه 1390/04/12 ] [ 11:10 ] [ مدیر وبلاگ ]


نور عترت آمد از آیینه ام


کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد

من سخن گویم ولی من نیستم

این منم یا او ندانم کیستم

جبرئیل امشب دمد در نای من

قدسیان خوانند با آوای من

ای بتان کعبه در هم بشکنید

با من امشب از محمد دم زنید

از هوا گلبانگ تهلیل آمده

دیده بگشائید جبریل آمده

مکه تا کی مرکز نا اهلهاست

پایمال چکمه بوجهلهاست

مکه دریای فروغ وحی شد

بت پرستان بت پرستی نهی شد

روز، روز مرگ ظلم و ظالم است

بانگ نفرت مرد ، اقرا حاکم است

یا محمد منجی عالم توئی

این مبارک نامه را خاتم توئی

انبیا مشعل ز تو افروختند

وز دمت پیغمبری آموختند

غیرت و مردانگی آئین توست

عزت زن در حجاب دین توست

بر همه اعلام کن زن برده نیست

برده مردان تن پرورده نیست

خاتم توحید در انگشت تو

حق به پیش روی و حیدر پشت تو

ما تو را زهرای اطهر داده ایم

شیر مردی مثل حیدر داده ایم

ما تو را دادیم در بین همه

یک خدیجه یک علی یک فاطمه

[ چهارشنبه 1390/04/08 ] [ 21:14 ] [ مدیر وبلاگ ]
تاریخ انقلاب مملو است از حضور افرادی که حقوق بشر را لقلقه ی زبان ساختند وسعی کردند با رخنه در افکار و اعمال مخاطبان مورد نظرشان، ایدئولوژی مطلوب خود و هم فکرانشان را به پیش ببرند. اما در این میان شاید کمتر کسی را دیده باشید که بی مهابا، به نام حقوق بشر و به نام عدالت، پایه های اعتقادی خویش را زیر سؤال برد و آن ها را قدیمی و تاریخ گذشته بخواند....
محسن کدیور:

در سال 1338 در فسا و در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. اولین بازداشت او دراردیبهشت ماه سال 1357 و در جریان پیروزی انقلاب بود. بازداشت بعدی وی نیزبیست سال بعد یعنی 1377 به علت نشر اکاذیب علیه نظام و تشویش اذهان عمومی بود! در سال 1358 در مقاله ای با نام « امام را از چنگال قدر ناشناسان نجات دهیم »علیه اتحاد سه گانه آیت الله شهید بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی متن تندی مینویسد. در سال 1359 در رشته ی مهندسی برق در دانشگاه شیراز پذیرفته شد. درجریان اشغال سفارت آمریکا حضور داشت و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و روانه شدن خیل عظیم مردم به سمت جبهه برای تحصیلات حوزوی به قم رفت! این جا سرآغاز آشنایی نزدیک او باآیت الله منتظری بود. وی برادر زن عطاءالله مهاجرانی)وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات)می باشد. بعدها کدیورمورد توجه حلقه ی کیان (که اکبر گنجی و محسن سازگارا از بنیان گذاران آن بودند) قرار می گیرد.

http://heritage.chn.ir/manage/photo/33183-32059.JPG

به طور خاص فعالیت های محسن کدیور همراه با شکل گیری دولت اصلاحات نمودبیشتری می یابد. کدیور با استمداد از رسانه های شفاهی و نوشتاری اقدام به بیان مواضع و افکار خود می پردازد. افکاری که همه آن ها یک هدف را دنبال می کردند و آن سست نمودن پایه های دین برای جدایی متن جامعه از انقلاب و گم شدن دین در فرهنگ مردم. بد نیست به نمونه هایی از اقدامات وی اشاره کنیم:

* در شب 23 ماه رمضان سال 1384 شمسی در سخنرانی ای تحت عنوان «چرا تشیع » علت شیعه بودن خود را درست تر بودن قرائت امامان نسبت به دیگران دانست و نه منتخب بودن ایشان از جانب پروردگار.
* در محرم 1384 در دو سخنرانی تحت عنوان «بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی » و «سیری در ادعیه سید الشهداء از عرفه تا عاشورا » نیز به گزینش نمونه های عینی برای نظریه خود پرداخت.
* در جلسه ی دیگری در همان سال زیارت جامعه کبیره را هم از نظر سند و هم از دیدگاه دلالت فاقد هرگونه اعتبار معرفی کردند.
* شب 23 رمضان سال 1384 شمسی کتاب اصول کافی را که از منابع اعتقادی شیعه محسوب می شود را از پایه بی اساس جلوه می دهد.
* در سال 1385 مقاله ای را با نام « قرائت فراموش شده: بازخوانی نظریه ی علمای ابرار »منتشر می کند که علی رغم وارد شدن نقدهایی بسیار از سوی علمای دین، وی حاضر به جواب دادن به هیچ کدام از آن ها نشده است.
* در گفت و گوی هفتگی خود با شبکه ی ماهواره ای هما به بحث در مورد حجاب می پردازد و شبهاتی را در باب پوشش وارد مطرح می سازد.
کدیور تا سال 1386 در دانشگاه تربیت مدرس مشغول تدریس بود ولی به علت نظریه پردازی علیه مبانی و پایه های شیعه که برخی از آن ها ذکر شد از ادامه کار در دانشگاه محروم میشود. بعد از آن به آمریکا می رود و ابتدا در دانشگاه ویرجینیا وسپس «دوک » مشغول به تدریس میگردد.
محسن کدیور همزمان با فتنه 88 نیز اقدام به نظریه پردازی در پارادایم دشمن می کند. به عنوان مثال وی در مقاله ای تحت عنوان «جنبش سبز در چهار راه دموکراسی »به تخطئه امام راحل می پردازد. وی در این مقاله آورده است «در رژیم مطلوب من ولایت فقیه مطلقا نقشی ندارد. »
وی در مصاحبه ای با مجله ی اشپیگل حمایت خود را از جنبش به اصطلاح سبز اعلام می دارد و در عین حال حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی شکست خورده قلمداد می کند و ادعا می کند که «کشور من به سوی یک دیکتاتوری نظامی پیش می رود » وقس علی هذا از این مواردی که می توان دراین برهه از زندگی سیاسی کدیور یافت و مجال بیان آن نیست.
آری این نتیجه دریافت معارف وحیانی از منبع غیر مصلح است که با وجود علم ظاهری به منابع دینی فاقد شناخت باطنی ومعرفت یقینی است که ما حصلی جز تسلسل ونفی هویت خود ندارد.
«ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب. »

ابوالفضل فیاضی/مهندسی مکانیک/ دانشگاه صنعتی اصفهان
[ سه شنبه 1390/04/07 ] [ 18:12 ] [ مدیر وبلاگ ]
خاطراتي از حاج احمد متوسليان
بسيجي! من و تو بايد پرچم خودمان را در انتهاي افق بزنيم

 حاح احمد با لحن گلايه آميزي گفت: يعني چي مومن! نمي‌فهم چيه؟! خوب نگاه كن. آنجا انتهاي افق است. من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم؛ در انتهاي افق. هر وقتي به آنجا رسيدي و پرچم را كوبيدي بعد برو بگير راحت بخواب.

از فرط خستگي و بي خوابي چشمهايمان را به كمك چوب كبريت باز نگاه داشته بوديم.
آن شب مردم ايران جشن پيروزي گرفته بودند و صداي تكبير ملت، به شكرانه فتح خرمشهر، از راديوها و بلندگوهاي سيار واحد تبليغات به گوش مي‌رسيد و در فضاي تاريك و ساكت منطقه مي‌پيچيد.
با وجود خستگي، سعي كردم در اطراف قدم بزنم و جوياي احوال حاج احمد و بچه‌ها شوم.
همان طور كه تلو تلو خوران و خواب آلود از كنار خاكريز جاده شلمچه مي‌گذشتم، ناگهان در زير نور منورها حاح احمد را ديدم كه با چند نفر از بچه‌ بسيجي‌هاي واحد تبليغات كه پرچم تيپ حضرت رسول (ص) را به دست داشتند، كنار خاكريز نشسته و مشغول صحبت است.
با كنجكاوي جلوتر رفتم. صدايشان را بهتر مي‌شنيدم و چهره‌هايشان واضح‌تر شده بود. در آن تاريكي، صداي يكي از بچه‌ها به گوشم رسيد كه مي‌گفت: «حاج آقا، بي خوابي اين چند شب، امان ما را بريده، ان شاالله امشب با يك خواب خوب، تلافي مي‌كنيم.
در اين وقت، حاج احمد را ديدم كه دستش را بر روي دوش بسيجي‌ جوان انداخت و او را با خود از سينه كش خاكريز بالا برد. جايي در رو به روي مقر ما، سمت غرب را نشانش داد و گفت: ببينيم بسيجي، مي‌داني آنجا كجاست؟»
او كه از رفتار حاج احمد گيج شده بود، گفت: نمي‌فهم حاج آقا!
حاح احمد با لحن گلايه آميزي گفت: يعني چي مومن! نمي‌فهم چيه؟! خوب نگاه كن. آنجا انتهاي افق است. من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم؛ در انتهاي افق. هر وقتي به آنجا رسيدي و پرچم را كوبيدي بعد برو بگير راحت بخواب.
از اين حرف حاج احمد گيج شدم و با آن حال خراب، از ميان تاريكي گذشتم.
جمله‌اي كه حاج احمد در آن شب گفت هميشه آزارم مي‌داد. هيچ وقت هم فرصت نكردم كه راز اين جمله را از او سؤال كنم. ولي وقتي با خدا تنها مي‌شدم، اين سؤال را مي‌پرسيدم كه : آخر خدايا افق كه انتها ندار. پس مقصود حاج احمد از اين جمله چه بود؟
مدام احساس ندامت مي‌كردم كه چرا در همان شب تاريخ و پر ابهام از او نپرسيدم انتهاي افق كجاست؟
جنگ تمام شد و امام (ره) به جمع شهيدان پيوست. وليكن راز اين جمله هميشه در من زنده بود كه به راستي انتهاي افق كجاست؟ تا اين كه با آغاز جنگ در بوسني، يك روز اين تيتر كه از قول خبرگزاري‌هاي غربي در صفحه اول يكي از روزنامه‌ها نوشته شده بود، توجه‌ام را جلب كرد: در بوسني، جبهه بيناد گرايي زير پرچم محمد (ص) تشكيل شده است. هر چند تمام اينها از نتايج سحر است، ولي افق كه انتهاي ندارد؟!
[ جمعه 1390/03/27 ] [ 1:20 ] [ مدیر وبلاگ ]

اميرالمؤمنين از تاريكى شب استفاده كرد و از اردوگاه خوارج عبور كرد، ديد يكى دارد با صداى خوشى ميخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّيل»- آيه‌ى قرآن را نصفه شب دارد ميخواند؛ با صداى خيلى گرم و تكان دهنده‌اى - يك نفر كنار حضرت بود، گفت: يا اميرالمؤمنين! به به! خوش به حال اين كسى كه دارد اين آيه را به اين قشنگى ميخواند. اى كاش من يك موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت ميرود؛ حتماً، يقيناً؛ من هم با بركت او به بهشت ميروم. اين گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد كه دشمنان كشته شدند و مغلوب شدند، اميرالمؤمنين آمد بالاسر كشته‌هاى دشمن، همين طور عبور ميكرد و ميگفت بعضى‌ها را كه به رو افتاده بودند، بلندشان كنيد؛ بلند ميكردند، حضرت با اينها حرف ميزد. آنها مرده بودند، اما ميخواست اصحاب بشنوند. يكى را گفت بلند كنيد، بلند كردند. به همان كسى كه آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: اين شخص را ميشناسى؟ گفت: نه. گفت: اين همان كسى است كه تو آرزو كردى يك مو از بدن او باشى، كه آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناك ميخواند! اينجا در مقابل قرآن ناطق، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلّين) ميايستد، شمشير ميكشد! چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نميتواند اوضاع را بفهمد.

اگر شما تو جبهه‌ى جنگ نظامى، هندسه‌ى زمين در اختيارتان نباشد، احتمال خطاهاى بزرگ هست. براى همين هم هست كه شناسائى ميروند. يكى از كارهاى مهم در عمل نظامى، شناسائى است؛ شناسائى از نزديك، كه زمين را بروند ببينند: دشمن كجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه كار بايد بكنند. اگر كسى اين شناسائى را نداشته باشد، ميدان را نشناسد، دشمن را گم بكند، يك وقت مى‌بينيد كه دارد خمپاره‌اش را، توپخانه‌اش را آتش ميكند به طرفى، كه اتفاقاً اين طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن. نميداند ديگر. عرصه‌ى سياسى عيناً همين جور است. اگر بصيرت نداشته باشيد، دوست را نشناسيد، دشمن را نشناسيد، يك وقت مى‌بينيد آتش توپخانه‌ى تبليغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتى است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نكنيم. لذا بصيرت لازم است، تبيين لازم است.

(بیانات مقام معظم رهبری دردیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر88/05/05)

[ دوشنبه 1390/03/09 ] [ 0:18 ] [ مدیر وبلاگ ]
بر اساس اندیشه اسلام شیعی، حق حکومت تنها برای پیامبران یا جانشینان آنهااست و سایرین تنها با اذن از جانب این افراد حق حاکمیت بر مردم را دارند. در دوره غیبت امام معصوم )علیه السلام( بر اساس روایات و ادله عقلی، این اذن به نزدیک ترین فرد به اسلام -از جهت شناخت و عمل به اسلام و توانایی اداره جامعه- داده شده است. چنین فردی علاوه بر اینکه مجتهد است و درباره احکام کلی اسلام فتوا می دهد، در صورتی که مبسوط الید باشد )پذیرش عمومی برای اجرای احکام را داشته باشد( برای اداره جامعه در امورات اجتماعی و سیاسی دستوراتی را صادر می نماید.
نکته مهم این است که فتوا از مقولۀ اِخبار است )اخبار از حکم الهی(، ولی حکم ازمقوله انشاء، یعنی حکم از آن جهت که حکم است، یک واقعیت عینی است. به بیان دیگر، فتوا بیان حکم شرعی کلی است و کاری با تطبیق آن بر مصداق ندارد، ولی درحکم علاوه بر حیث فتوایی، تطبیق بر مصداق هم گنجانده شده که حیث دستوری واجرایی قضیه است. همچنین گستره فتوا معمولاً محدود و نسبی است، ولی گسترۀ حکم، مطلق است؛ یعنی فتوا فقط در حوزه خودِ مرجع فتوا دهنده و مقلدان او لازم الاجرا است و تنها بر آنها حجت شرعی و تکلیف آور است، در حالی که حکم حاکم اسلامی بر همه مردم و مقلّدان همه فقها و مراجع و حتی بر خود فقها و مراجع دیگرنیز حجت شرعی و واجب الاتباع است.
حق صدور حکم، تنها برای ولی فقیه است. این دستورات -که ناظر به زمان و مکان و شرایط خاص هستند- اصطلاحاً «احکام حکومتی » خوانده می شوند. به بیان علامه طباطبایی: «احکام حکومتی تصمیماتی است که ولی امر در سایۀ قوانین شریعت و رعایت موافقت آنها به حسب مصلحت زمان اتخاذ می کند و طبق آنها مقرراتی وضع نموده و به اجرا در م یآورد. این مقررات لاز م الاجرا بوده، و مانند شریعت دارای اعتبار هستند، با این تفاوت که قوانین آسمانی، ثابت و غیر قابل تغییر،ولی مقررات وضعی، قابل تغییرند، و در ثبات و بقا تابع مصلحتی هستند که آنها رابه وجود آورده است و چون پیوسته زندگی جامعه انسانی در تحول و رو به تکامل است، طبعاً این مقررات تدریجاً تغییر و تبدل پیدا کرده، جای خود را به بهتر از خودخواهند داد.»
به این ترتیب معلوم می شود که پیش از تدوین قانون اساسی نیز دستورات ولی فقیه جامع الشرایط واجب الاجرا است. در ایران نیز اصل لزوم تدوین قانون اساسی نیز با دستور حکومتی ولی فقیه زمان الزام آور و شرعی بود. ولی فقیه در نگاه دینی مسئول قانونگذاری و اجرای قوانین است و می تواند این وظایف را بنا به صلاحدید تفویض نماید. لذا مشروعیت هر گونه دستور و مداخله قوای سه گانه منوط به اذن ولی فقیه است. به این ترتیب تمامی قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و همچنین دستورات قوه مجریه در معنای عام کلمه جزء «احکام حکومتی » به شمار می آیند.اما به دلیل آنکه غالب این وظایف به شکل قانون درآمده، معمولاً به این مواردحکم حکومتی گفته نمی شود. تنها مواردی از دستورات که خارج از روال معمول قانونگذاری و اجرا، از سوی ولی فقیه اعلام می شود، حکم حکومتی خوانده می شود. به بیان روشن تر، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تقسیم وظایفی راصورت داده و در آن به برخی از اختیارات رهبری نیز تصریح نموده است )اصل یکصد و دهم(. اما با توجه به اصل پنجاه و هفتم ، مبنی بر اداره جامعه بر اساس ولایت مطلقه فقیه، معلوم ساخته که در تمامی موارد، حق مداخله ولی فقیه باقی است و او می تواند در صورت تشخیص مصلحت کلی نظام )مانند بروز معضلاتی که قانوناً قابل حل و فصل نیست(، از اختیارات خود استفاده کند و حکم حکومتی صادر نماید. همچنین از زوایه حقوقی این نکته را نیز می توان گفت که اصل چهارم قانون اساسی، موازين شرعی را بر اطلاق و عموم قانون اساسی و بر هم ه قوانين حاكم دانسته است. لذا از آنجايی كه حكم حكومتی از زمرة احكام شرعی محسوب می شود و چنانكه از عنوان آن برمی آيد «حاكم » نيز هست توجه به اطلاق اين اصل، متضمن پذيرش حكم حكومتی نيز هست.
احکام حکومتی در زمان پیامبر اسلام )ص( و حکومت حضرت علی )ع( نیز اجرامی گردید. از جمله احکام حکومتی پیامبر )ص( م یتوان به خراب کردن مسجد ضرار، قطع درختان یهودیان بنی نضیر، منع ازدواج موقت برای عمار یاسر و سلیمان بن خالد، منع خوردن گوشت حیوانات اهلی برای مدتی و ... و در زمان امیرالمومنین)علیه السلام(، مصادره اموال بعضی از کارگزاران بدون محاکمه، گرفتن زکات ازاس بها و منع صرافی و ... اشاره کرد.
در تاریخ فقها نیز مثلاً تحريم تنباكو توسط ميرزاي شيرازي نيز كي حكم حكومتي محسوب مي شد. امام خمینی )ره( نیز در موارد متعدد از این حکم استفاده نمودند:دستور برگزاری رفراندوم تعیین حکومت، دستور تدوین قانون اساسی و تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله این موارد است.
مقام معظم رهبری نیز در دوران ولایت خود چندین بار از این اختیار شرعی و قانونی در جهت مصالح نظام استفاده نمودند، مانند: دستور تأیید صلاحیت آقای مصطفی معین برای نامزدی انتخابات، دستور بازنگری در رد صلاحیت های مجلس، دستورخارج نمودن بررسی قانون مطبوعات از دستور کار مجلس ششم، دستور برکناری مهندس مشایی از معاونت اول رئیس جمهور، دستور بازگشت آقای مصلحی به وزارت اطلاعات، از این جمله می باشند.

محمدمهدی شاه آبادی/دانشجوی مدیریت/ دانشگاه تهران


[ جمعه 1390/03/06 ] [ 16:13 ] [ مدیر وبلاگ ]
با عرض سلام و خسته نباشي

از اونجايي كه من خيلي دير به فكر افتادم كه كارم رو توي كارگاه شروع كنم يه چيزي تو مايه هاي آخر ترم ولي از اونجايي كه كار نشد نداره با توكل بر خدا شروع كردم و موضوعي كه خيلي دغدغه ذهنم بود وهميشه يه علامت سوال بزرگ بالاي سرم بود رو بهش پرداختم هرچند كه كمي سياسي هم هست ولي در كل موضوع جالبيه كه خالي از لطف نيست كه اون رو بخونيد...

همت آنست که هيچ حادثه و عارضه مانع آن نگردد

ابن عطا


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/03/05 ] [ 16:59 ] [ مدیر وبلاگ ]
About

کانون اندیشه و مطالعات بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر
Blog Custom